به مناسبت 50 و عکس نوشته های عاشقانه با مضمون دلتنگی و در طلب زیارت از ضامن آهو را تقدیم به میکنم . امیدوارم مفید باشد .
بر آستان تو روی نیاز آوردم
نیاز خویش بر چاره ساز آوردم
بی نثار حریمت به دست کوته خود
دل شکسته ز راهی دراز اوردم
احمد اسد الهی
در سایه سار تو آهویی
خطوط زلالی ات را
تا پلک پنجره ها
جاده می کشد آهوانه
احمد جعفر زاده
تا با حرم سبز تو خو میگیرم
در محضر چشمت آبرو می گیرم
روشن دلم و و زلال وقتی با اشک
در صحن مطهرت وضو می گیرم
احمد رضا الیاسی
پیچید بوی پیرهن اش در یاد
باران گرفت خاک مطهر شد
باران گرفت پلک زمین خندید
لبخند بین اشک شناور شد
امیر اکبر زاده
یله کن حجم پریشانی مار ا بر دوش
آسمان چشم من ای شرقی یلدا بر دوش
جز تماشای تو کفر است چرانیدن چشم
جز به تیغ تو حرام است سرها برد وش
جواد اسلامی
من طبیبی سراغ دارم که
پول دارو و دوا نمی خواهد
در ازای شفا از این مردم
جز دلی مبتلا نمی خواهد
زدیده اشک سرت فشانده ام آقا
که تا ضریح خودم را رسانده ام آقا
به شرک ان که به پابوس اجازه فرمودی
هزار مربته الحمد خوانده ام آقا
حسین احمدی فرد
چه غلیظ است و پر از شعبده ی شیاد است
به گمان هر چه که اهو تله صیا است
چنبشی جز شبح تیره ی طراران نیست
پلکزاری برکت یافته ی باران است
حسین ابراهیمی
دلم به مهر تو و استان نو بند است
چو اهویی که پناه از تو ارزو مند است
بر استن تو عمری سر ارادت ماست
دلم به زلف تو ای دوست سخت پایبند است
حسین اسرافیلی
از برکت دعای تو باران گرفته است
پلک شهر مرده با نفست جان گرفته است
بوی بهشت گمشده در توس می وزد
یا نه ! هوای توست که جریان گرفته است .
خدیچه پنجی
صبح ها خورشید می آید به « گودِ صحن » ، پس
در حقیقت ناله ی نقّاره « زنگ رخصت » است
گاه و بی گاه آمدن ، یا گاه گاهی آمدن
هیچکس نشنیده از دربان اینجا « شاه نیست »
کربلا با تربتش عمریست که دارالشفاست
مشهد اما نسخه اش با آب سقاخانه است
اربعین کرببلایی نشدم اما کاش
آخر ماه صفر زائر مشهد باشم
این دلِ سنگِ مرا ، « گریه » عجب بود عجب !
دَمِ « نقاره زنت » گرم ، غریب الغربا ع ...
گره وا کن از این دستان که درگیر مشبّک هاست !
ببین پروازهای پر امید روسری ها را
در کنار حوض صحن تو که رشک کوثر است
زنگی ار صورت بشوید ماه کنعان می شود
آمده آب به مهمانی تو در حَرَمت
نکند حضرت عباس (ع) مشرّف شده است !
هر که لب داد به این پنجره رسوا شد و رفت ...
داغ فولاد تو بر گرد دهان می ماند !
دلم به عشق تو تا آسمان هشتم رفت
نماز در حَرَمت « اهدنا » نمی خواهد !
جایی اگر نبود خدا را صدا کنید
باب الجواد(ع) و سایه ی ایوان طلا که هست
طوس را سرمه ی چشمان ملائک کردند
این چنین است خراسانِ شما مشهور است
سالها در عوض مکه و اعمال طواف
حجرالمشهدِ آهوی تو را میبوسم
نشانی دلم این است: مشهد، پنجره فولاد،
کنار زخم، جنبِ انتظارِ التیامِ تو ...
بوی فردوس، هوای حرمت را دارد
عرش از آمدنش روی زمین معذور است !!
دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت
جایی ننوشته است گنهکار نیاید
کار و بار دو جهان جمله به هم میریزد
تا که فواره زند حوضچه های حرمت !
از کنار تو گدا با دست خالی رد نشد
نیست عاقل هر کسی دیوانه ی مشهد نشد !
نیست کم قدر تر از تذکره ی کرببلا
مشهدی را که « علمدار » کند هدیه به ما
در پایان این کلیپ عاشقانه از حرم امام رضا (ع) تقدیم حضورتان میگردد. التماس دعا ...
اگر نیاز به مطالعه بیشتر در مورد زندگی امام رضا ( ع ) از تولد تا شهادت داشتید به مراجعه کنید .
برچسب: پروفایل,
نویسنده: امیر قنبری